تبلیغات
.

.



صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
شهادت مولا علی تسلیت باد، شهاد امیرالمومنین تسلیت باد، علی (ع)
خوش آمدید

دربــــــــــــاره تارنمــــــــــــا

امروز روز هدایت نسل های آینده است.کمربندهایتان راببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.امروز روزی است که خدا اینگونه خواسته است..ودیروز خدا آن گونه خواسته بود و فردا انشاا...روز پیروزی جنود حق خواهد بود....
"حضرت روح ا..." 

وصیتنـــامـــه شهـــــدا

نظر سنجی

شما اینده اقتصادی کشور رو چگونه ارزیابی می کنید؟









ساعت

امکانات دیگر

حامیان دکتر جلیلی استات فارس


 

................. تصاویر تصادفی

پشتیبانی آنلاین

معرفی تارنما به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by1afsar.ir

آمــــــــار تــــارنــمــــــــا

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان: 1
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازدید :
آخرین بروزرسانی:

مدیــــــــر تــــارنــمــــــــا

خوش آمدید
موضوع: کتاب نوشت موضوع: تک نوشت موضوع: روزنوشت | نویسنده: افسر جوان
روزى رسول خدا در «ابطح» نشسته بود، جبرئیل نازل شد و عرض كرد: خداوند بزرگ، بر تو سلام فرستاده و مى‏فرماید: چهل شبانه روز از خدیجه كناره‏ گیرى كن و به عبادت و تهجد مشغول باش. پیغمبر اكرم بر طبق دستور خداوند حكیم، چهل روز به خانه‏ ى خدیجه نرفت. و در آن مدت، شبها به نماز و عبادت مى‏ پرداخت و روزها روزه‏دار بود.
توسط عمار براى خدیجه پیغام فرستاد كه اى بانوى عزیز، كناره‏ گیرى من از تو بدان جهت نیست كه كدورتى داشته باشم، تو همچنان عزیز و گرامى هستى. بلكه در این كار از دستور پروردگار جهان اطاعت مى كنم، و خدا به مصالح آگاه تر است. اى خدیجه، تو بانوى بزرگوار هستى كه خداوند، در هر روز چندین مرتبه به وجود تو بر فرشتگان خویش مباهات مى‏ كند. شبها درب خانه را ببند و در بستر استراحت كن و منتظر دستور پروردگار عالم باش. من در این مدت در خانه‏ ى فاطمه دختر اسد خواهم ماند.
خدیجه بر طبق دستور رسول خدا رفتار كرد و در آن مدت از مفارقت همسر محبوب خویش و اندوه تنهایى مى‏ گریست.
چون چهل روز بدین منوال سپرى شد، فرشته‏ ى خدا فرود آمد. غذائى از بهشت آورد و عرض كرد: امشب از این غذاهاى بهشتى تناول كن.
رسول خدا با آن غذاهاى روحانى و بهشتى افطار كرد. هنگامیكه برخاست تا آماده‏ ى نماز و عبادت شود، جبرئیل نازل شد و عرض كرد:
اى رسول گرامى خدا، امشب از نماز مستحبى بگذر و به سوى خانه‏ ى خدیجه حركت كن زیرا خدا اراده نموده كه از صلب تو فرزند پاكیزه ‏اى بیافریند.
پیغمبر اكرم با شتاب رهسپار خانه‏ ى خدیجه شد.


موضوع: کتاب نوشت موضوع: نکته ناب | نویسنده: افسر جوان

یكی از انواع عشق، عشق مانیایی است. عشق مانیایی عشق دیوانه وار است، همراه با اشتغال ذهنی وسواس گونه، حسادت، احساس مالكیت، ناامنی، علائم جسمانی و هیجانات شدیداً نوسانی. بسیاری از روان شناسان تأكید می كنند كه عشاق مانیایی به لحاظ روان شناختی دچار مشكل می شوند. [برای برون رفت از این وضعیت مراجعه به روان شناس بالینی پیشنهاد می شود]
سؤالات زیر تا حدی می تواند ما را نسبت به عشق مانیایی هشیار كند. به این سؤالات از 5 تا 1 نمره دهید. 1 كمترین ارزش و5 بالاترین ارزش را دارد.
1- زمانی كه بین ما كارها درست پیش نمی رود، دلم آشوب می شود؛ یا این كه احساس می كنم حال تهوع دارم.
2- اگر من و او از هم جدا شویم آن قدر افسرده می شوم كه به فكر خودكشی بیفتم.
3- گاهی آن قدر از عشقش به هیجان می آیم كه خوابم نمی برد.
4- وقتی كه او به من توجه نمی كند، احساس می كنم كه همه بدنم ناخوش است.
5- از وقتی كه عاشق او شده ام، تمركزم دچار مشكل شده است.
6- اگر شك كنم كه او با یك نفر دیگر است، نمی توانم آرام باشم.
7- اگر برای مدتی به من توجه نكند، گاهی با كارهای احمقانه تلاش می كنم كه توجهش را به خودم جلب كنم.
نمرات را با هم جمع كنید. هر چه نمره بدست آمده به عدد 35 نزدیكتر باشد، عشق مانیایی در شما شدت بیشتری دارد و هر چه نمره به عدد 7 نزدیكتر باشد عشق مانیایی خفیف تر است.

نکته: کسی که در استفاده از عقل صرفه جویی کند، عاشق می شود!

..................................................................................................

پ.ن 1 : مهدی، میرمحمد صادقی، آموزش پیش از ازدواج، ص64-65

 



موضوع: کتاب نوشت موضوع: تک نوشت موضوع: جنگ نرم موضوع: نکته ناب موضوع: تحلیلی | نویسنده: افسر جوان

زندگی زناشویی بدون تغییر و اختلاف، اجتناب ناپذیر است. زن و شوهرها باید از خود بپرسند آیا نقاط قوت و ضعف خود را می‌شناسیم؟ و در نهایت با چه روشی می‌توانیم نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را رفع کنیم؟اما به راستی به چه میزان از رابطه خود شناخت داریم؟بر سر چه چیزهایی توافق داریم؟ برای چه چیزهایی همکاری می کنیم؟به خاطر چه چیزهایی دعوا می کنیم؟از چه چیزهایی عصبانی و از چه چیزهایی خوشحال می شویم؟ نکته مهمی که در شناخت روابطمان وجود دارد، «پیش آگهی» است. وقتی می دانیم که در مورد چه چیزها و چه موقعیت هایی، چه واکنشی نشان می دهیم، می توانیم کنترل زندگی خود را برای بهبود آن، افزایش دهیم.
دو نكته مهم
1- دانایی، توانایی كنترل و مدیریت به ما دهد؛ توانا بود هر كه دانا بود.
2- خودشناسی مقدم بر دیگر شناسی است تا خود را خوب نشناسیم دیگران را نمی توانیم خوب بشناسیم.
3- در ارتباط بادیگران و روابط زناشویی، شناخت هیجان ها(شادی، غم، اضطراب، عشق، نفرت، و..) و مدیریت هیجانی نقش بسیار مهمی در شادكامی و رضایت دارد.

.......................................................................
پ.ن1: سایت گفتگوی دینی




موضوع: نکته ناب موضوع: تک نوشت | نویسنده: افسر جوان
پیامبراکرم (ص):  

مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ الْبَتَّةَ. بحارالانوار ،ج72،ص261

 هرکس از آبروی برادر مسلمانش دفاع کند حتما بهشت براو واجب می شود.


موضوع: شعر نوشت | نویسنده: افسر جوان
عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم.

همان یک لحظه اول ،

که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهان را با همه زیبایی و زشتی ،

بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،

نخستین نعره مستانه را خاموش آن دم ،

بر لب پیمانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین

زمین و آسمان را

واژگون ، مستانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

نه طاعت می پذیرفتم ،

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،

پاره پاره در کف زاهد نمایان ،

سبحه ی، صد دانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،

آواره و ، دیوانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،

سراپای وجود بی وفا معشوق را ،

پروانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،

گردش این چرخ را

وارونه ، بی صبرانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم.

که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،

بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،

در این دنیای پر افسانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم .

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،

تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!

و گر نه من بجای او چو بودم ،

یکنفس کی عادلانه سازشی ،

با جاهل و فرزانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !

......................................................................

پ.ن 1: شعر از رحیم معینی کرمانشاهی

پ.ن 2: نمیدونم دنیای من این روزها اینگونه پر شده از زشتی یا دنیای همه اینجوریه ؟! (خدا به فریادمون برسه ...)





تعداد صفحات :30