. http://afssar.mihanblog.com 2018-12-16T22:26:12+01:00 text/html 2018-01-12T08:26:05+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان تا زانوی من، نه زانوی تو ! http://afssar.mihanblog.com/post/206 <font face="B Mitra" color="#000080"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">روباهی از شتری پرسید عمق این رودخانه چقدر است؟<br>شتر جواب داد: تا زانو !<br>ولی وقتی روباه درون رودخانه پرید، آب از سرش هم گذشت.<br>روباه همان طور که در آب دست و پا می زد و غرق می شد به شتر گفت: تو که گفتی تا زانووووو! <br>و شتر جواب داد: بله، تا زانوی من، نه زانوی تو !<br>هنگامی که از کسی مشورت می گیریم باید همه جوانب موضوع را درنظر بگیریم لزوماً هر تجربه ای که دیگران دارند برای ما مناسب نیست.!</font></font><b><font face="B Mitra" color="#000080"><br></font></b> text/html 2018-01-11T14:44:10+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان ارزش زن در خانه http://afssar.mihanblog.com/post/205 <p dir="rtl" align="justify"><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000080">در مسائل فعلىِ زنان کشور ما به اعتقاد من دو مسئله از همه مهم‌تر یا بگویید فوری تر و لازم‌الاهتمام‌تر از بقیّه‌ی مسائل است. یک مسئله، مسئله‌ی اهمّیّت و اعتبار خانه و خانواده است. برای خانه باید شأن قائل شد؛ انسان بدون خانه - که مسکن و مأوایی ندارد - قابل تصوّر نیست. هر انسان احتیاج دارد به خانه و محیط خانه. <br>روح محیط خانه عبارت است از خانواده؛ باید به این اهمّیّت داد، باید در این تأمّل و تدبّر کرد. <br>و دوّم جلوگیری از ضعف و ستم‌زدگی زن در سطوح مختلف، ما زنانی داریم که ضعیفند و محرومند، زنانی داریم که ستم‌زده و مظلومند؛ باید جلوی این مظلومیّت ها را گرفت. قوانین مهمّی لازم است که باید وجود داشته باشد، خُلقیّات لازمی وجود دارد که بایستی دنبال کرد که تحقّق پیدا کند، آداب و سننی لازم است وجود داشته باشد که زن در سطوح مختلفِ - من اینجا یادداشت کرده‌ام - معاشرتی، جنسی، خانوادگی، فرهنگی و فکری دچار ستم‌زدگی نباشد. <br>یعنی از مسائل کاملاً شخصی و خصوصی - یعنی مسائل جنسی - احتمال و امکان ستم‌زدگی زن و مظلومیّت زن وجود دارد، تا مسائل عمومی تر مثل مسائل معاشرتی، مسائل خانوادگی؛ که در مورد مسائل خانوادگی من اینجا یادداشت کرده‌ام: احترام در چشم شوهر، در چشم فرزند، در چشم پدر، در چشم برادر.<br>زن اگر چنانچه در محیط خانواده، محترم و مکرّم شمرده بشود، بخش مهمّی از مشکلات جامعه حل خواهد شد.<br></font> </p><p dir="rtl" align="justify"><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#800080"><br>بخشی از بیانات مقام معظمرهبری در دیدار جمعی از بانوان فرهیخته‌ی حوزوی و دانشگاهی 21/02/92</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"> </font> text/html 2018-01-10T14:42:44+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان خود مراقبتی = تقویت اراده http://afssar.mihanblog.com/post/204 <p dir="rtl" align="justify"><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000080">مراحل «خودتربیتی» یا «خودمدیریتی» یا «مرابطه اخلاقی» یکی از دقیق ترین راه برای خودسازی و تقویت قدرت اراده و اجرایی کردن برنامه های زندگی است.<br>که شامل مراحل زیر است:<br>1- مشارطه: از اول صبح با خود عهد (کتبی یا شفاهی) می کند که کاری را انجام دهد یا ترک کند.<br>2- مسارعه: بعد از تصمیم بدون فاصله آن را اجرا كنیم.<br>3- مراقبه: در طول روز بر حسن اجرای شرط خود مراقبت دارد.<br>4- محاسبه: شب حساب و کتاب می کند که چقدر موفق بوده و چقدر در برنامه کاهلی داشته است<br>5- معاتبه و معاشقه: اگر موفق بوده خود را تشویق کلامی می كند و به خود می بالد و اگرناموفق بوده خود را تنبیه کلامی می کند<br>6- معاقبه: مرحله ای شدیدتر از معاتبه و سرزنش است در رفتار خود را تشویق یا تنبیه ( انفاق، روزه، و..) می کند.<br>تذکر:<br>این برنامه با دقیق ترین برنامه هایی که روان شناسان برای مدیریت خود و تقویت اراده داده اند همخوانی دارد.<br></font> </font></p><p dir="rtl"><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#800080"><br>محمدحسین قدیری، بی خیال درمانی (نگاهی فقهی روان شناختی به وسواس)، ج2، 154</font></font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"> </font> text/html 2018-01-09T16:49:33+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان بیماری احمدک http://afssar.mihanblog.com/post/202 <div align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000080"><font size="2">خدا رحمت كنه همه اموات شما را. مادر بزرگم خیلی خوش صحبت و بزم آرای محفل خانوادگی بود. مثلی می‌زد می گفت: «احمدك نه دردی داشت نه بیماری یه جوال دوز به خودش می‌زد و می‌نالید.» این روزها دید و باز دید زیاد است منزل دوستان و اقوام كه می رویم همه می نالند از تورم و مشكلات اقتصادی. بنده هم قبول دارم و آمار كاهش تورم در ما یحتاج زندگی مردم را نسبت به سال قبل قبول ندارم، ولی خیلی از مشكلات را خودمان برای خودمان ایجاد می كنیم. بت‌هایی كه خود می‌تراشیم خودمان نزدش گریه می كنیم. وقتی هزینه ها سنگین است چه لزومی دارد در پذیرایی از مهمان زیر بار تكلف و تجملات و اسراف و تبذیر شویم؟ معمولا مردان راحت تر هستند، معمولا در این زمینه خانم‌ها با یاری فرزندان گاهی حمایت خانواده ها، تكلفات و تجملات به مدیر اقتصادی منزل یعنی مرد تحمیل می‌كنند. البته گاهی هم مردان با ضعف مدیریت خود، وام و هزینه‌های سنگینی را به دوش خانواده می گذارند كه با حقوق و درآمد تناسب ندارد.</font></font><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><br><font color="#000080"><font size="2">صحبت از آداب مهمان و مهمان داری بود. هر کس مطلبی را یادآور می شد. امام رضا (ع) داستانی را از اجدادشان نقل کردند و فرمودند: روزی فردی امام علی (ع) را به میهمانی دعوت کرد. امام علی (ع) مشروط پذیرفتند. ایشان فرمودند به سه شرط می آیم. اگر قول دهی که رعایت کنی دعوتت را می پذیرم. مرد گفت آن سه شرط چیست؟ </font></font><br><font color="#000080"><font size="2">حضرت (ع) فرمودند: شرط اول آنکه چیزی از بیرون منزل برای من تهیه نکنی. </font></font><br><font color="#000080"><font size="2">دوم از آنچه در منزل هست چیزی را از من دریغ نکنی </font></font><br><font color="#000080"><font size="2">و سوم آنکه زن و بچه ات را به رنج و سختی نیندازی.</font></font><br><font color="#000080"><font size="2">مرد که علاقه مند بود میزبان امام (ع) شود، گفت: یاامیرالمومنین (ع) قول می دهم این سه شرط را رعایت کنم. امام (ع) نیز پذیرفتند و به منزل وی رفتند.</font></font></font></div><div align="justify"><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000080">.............................................................</font></div><div align="justify"><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">پی نوشت :<br>1. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، ج1، ص 225.</font><br></div> text/html 2018-01-09T09:34:40+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان عکسهای قدیمی http://afssar.mihanblog.com/post/203 <p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">داشتن عکسهای قدیمی هم خوب است هم بد</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">نگاهشان که میکنی</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">اتفاق خاصی درونت روی می دهد</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">رودی خروشان به جریان می افتد</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">حسی مرموز و نه چندان خوشایند</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">لباسهایت</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">نوع نگاهت</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">ژستی که اغلب نگرفته ای&nbsp;</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">جوانی و معصومیتی که دیگرنداری</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">و</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">اطرافیانی که&nbsp; &nbsp;یا به دیار باقی شتافته اند&nbsp; یا آنقدر دور شده اند که اگر ببینی نمیشناسی یا آنقدر بزرگ شده اند که دیگر هیچ شباهتی باآن عکس ندارند</font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"><span>هوا بغض آلود می شود...</span></font></p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099"> </font><p><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000099">عکسهای قدیمی را گاهی باید در همان آلبوم متروک تنها گذاشت و ندید</font></p> text/html 2018-01-09T08:47:08+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان اقتصاد مقاومتی http://afssar.mihanblog.com/post/201 <div align="justify"><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000080">مقام معظم رهبری (حفظه الله) :ما احتیاج نداریم از ارزشهای خودمان، از خطوط قرمز خودمان، از اصول خودمان صرفِ‌نظر کنیم تا آمریکا نتواند ما را تحریم بکند؛ ما با دنبال کردنِ همین سیاست اقتصاد مقاومتی، به‌ معنای عملی مسئله و اقدام عملی موضوع، میتوانیم کشور را مصونیت‌ سازی کنیم؛ میتوانیم مصونیت بدهیم کشور را تا دیگر در مقابل تحریم به خودمان نلرزیم که ما را تحریم خواهند کرد. </font><font face="B Mitra" color="#800080"><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">&nbsp;&nbsp; </font></font><br><br><font face="B Mitra" color="#800080"><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">بیانات در حرم مطهر رضوی در اولین روز سال ۱۳۹۵پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR</font></font><br></div> text/html 2018-01-08T17:24:47+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان بیست نکته برای بالا بردن اعتماد به نفس http://afssar.mihanblog.com/post/199 <p dir="rtl" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" color="#000080"><font size="3">❣ ورزش کنید<br>❣ مثبت بیندیشید<br>❣ چیزی نو خلق کنید<br>❣ به آینده مثبت فکر کنید<br>❣ با یک ترس روبه‌رو شوید<br>❣ یک چیز جدید امتحان کنید<br>❣ با خودتان مهربان باشید<br>❣ از محیطتان استفاده کنید<br>❣ از قوه تخیلتان استفاده کنید<br>❣ از مدیتیشن استفاده کنید<br>❣ ذهنتان را از خاطرات مثبت پُر کنید<br>❣ موسیقی نشاط ‌بخش گوش دهید<br>❣ مهارت‌های اجتماعیتان را تقویت کنید<br>❣ درک کنید که گذشته مساوی حال نیست<br>❣ اطرافیانتان را از افراد مثبت‌اندیش انتخاب کنید<br>❣ اطلاعات، تاثیرات و احساسات مثبت جذب کنید<br>❣ خودتان را با خودتان مقایسه کنید، نه با دیگران<br>❣ تا زمانیکه اعتمادبه‌نفس پیدا نکرده‌اید وانمود کنید که دارید<br>❣ برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید<br>❣ از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟</font></font><b><font face="B Mitra" color="#000080"><br></font></b><br></p> text/html 2018-01-08T08:35:58+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان کشور مال شما است http://afssar.mihanblog.com/post/200 <table style="BORDER-COLLAPSE: collapse" width="100%" cellspacing="0" cellpadding="0" border="0"> <tbody> <tr> <td width="100%" valign="top"> <p dir="rtl" align="justify"><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><br><font color="#000080">مقام معظم رهبری (حفظه الله):جوانان عزیز! کشور مال شما است، فردا مال شما است، امروز هم مال شما است؛ بدانید شما اگر در میدان باشید، شما اگر با ایمان به خدا و توکل به خدا حرکت کنید، شما اگر باور به خود داشته باشید، آمریکا و بزرگ‌تر از آمریکا هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. </font></font><font size="2" face="B Mitra" color="#800080"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">&nbsp;&nbsp; </font></font><b><font face="B Mitra" color="#800080"><br></font></b></p></td></tr></tbody></table> text/html 2018-01-07T17:20:27+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان ریشه یابی http://afssar.mihanblog.com/post/198 <p dir="rtl" align="justify"><font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000080">مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را می‌شنود و متوجه می‌شود که کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب می‌پرد و او را نجات می‌دهد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را می‌شنود و باز به آب می‌پرد و دو نفر دیگر را نجات می‌دهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک می‌خواهند می‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادی می‌کند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یکی یکی به رودخانه می‌انداخت.<br>شرح حکایت:<br>برخی مدیران و سازمان ها این گونه عمل می‌کنند. در این سازمان ها به جای درمان ریشه، به کندن برگ های زرد رغبت بیشتری نشان داده می‌شود. به عبارت دیگر به جای علت یابی و رفع مشکلات، صرفاً به اصلاح آنها می‌پردازند. آیا بهتر نیست ضمن چاره‌جویی برای عوارض و مسائل پیش‌آمده، بر روی علل هم تأثیر گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش جلوگیری شود؟<br></font></font><br></p> text/html 2018-01-06T17:13:08+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان سلطان محمود خر کیه؟ http://afssar.mihanblog.com/post/197 <font size="3" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000080">دو گدا بودند یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت. گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا وزیران‌ش رو می‌دید بسیار چاپلوسی می‌کرد و از سلطان محمود تعریف می‌کرد و صله می‌گرفت ولی اون یکی ساکت بود. اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت: چرا تو هم وقتی شاه رو می‌بینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه؟<br>گدای ساکت گفت: کار خوبه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟<br>برای سلطان محمود هم این سؤال پیش اومد که چرا اون گدا ساکته و هیچی نمیگه. وقتی از اطرافیان خود پرسید، به او گفتند که این گدا گفته کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کیه؟<br>سلطان محمود ناراحت شد و گفت حالا که این طوری فکر می‌کنه، فردا مرغی بریان شده که در شکمش‌ الماسی باشه رو به گدایی که چاپلوسی می‌کنه بدین تا بفهمه سلطان محمود خر کیه؟<br>صبح روز بعد همین کار رو انجام دادن غافل از اینکه وزیر، بوقلمونی برای گدا برده و گدای متملق، سیره. پس وقتی که مرغ بریان شده رو به او دادند، او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد و گفت: امروز چند سکه درآمد داشتی؟<br>او گفت سه سکه. <br>گدای متملق گفت: این مرغ رو به سه سکه به تو می‌فروشم و آن گدا قبول نکرد و آخر سر پس از چانه‌زنی، مرغ بریان رو بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.<br>لقمه‌ی اول رو که خورد، چشمش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت فکر می‌کنم از فردا دیگه همدیگر رو نبینیم.<br>فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق اونجاست و گدایی می‌کنه، از او پرسید چرا هنوز گدایی می‌کنی؟<br>گفت: خوب باید خرج زن و بچه‌ام را درآورم. <br>سلطان محمود با تعجب پرسید: مگر ما دیروز برای شما تحفه‌ای نفرستادیم؟<br>گدای متملق گفت: بله دست شما درد نکنه. وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ رو بفرستید، بوقلمونی آوردند و من خوردم. چون من سیر بودم، مرغ رو به رفیقم دادم و دیگر خبری هم از رفیقم ندارم.<br>سلطان محمود عصبانی شد و گفت: دست و پایش را ببندید و به قصر بیاریدش. در قصر به گدا گفت: بگو کار رو باید خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟<br>گدا این را نمی‌گفت و سلطان محمود می‌گفت بزنیدش. من می‌گم تو هم بگو: کار خوبه خدا درست‌ش کنه. سلطان محمود خر کیه؟<br></font> </font> text/html 2016-10-06T14:30:01+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان فضای مجازی، محرم ، کوچیدن http://afssar.mihanblog.com/post/196 مدت هاست علیرغم تمام دغدغه هام نمی تونم اینجا بنویسم؛ شاید علتش تکمیل عقل باشه و شاید هوای نفس یا شاید ... اما هر وقت که میام بنویسم یادم میاد که اینجا به عنوان تارنمای افسرجوان جنگ نرم معرفی شده پس نباید هر مطلبی رو نوشت؛ پس نمی نویسم.<br>انشاالله از این به بعد بیشتر توی کانال و گروه تلگرامی دغدغه هام رو مطرح می کنم جایی که مقداری آزادتر باشم (حال یا با قلم خودم یا با قلم دیگری) ؛ هرچند که این تارنما هست و گهگاهی مطالبی گذاشته خواهد شد اما عمده فعالیت من در کانال و گروه زیر خواهد بود، همه دوستان رو دعوت میکنم تا اونجا بهم سر بزنید<br>کانال آزاد نوشت های حسین:<br>telegram.me/Azadnevesht<br><br>گروه اقتصاد مقاومتی(جایی برای اشتراک گذاری نظرات درباره اقتصاد مقاومتی و ایده ها و راهکارها برای پیشبرد اهداف امام خامنه ای (مدظله العالی) در این باره و نیز حمایت از تولید ملی) :<br><br>telegram.me/joinchat/CUAN4Aq5Z_PezaO92ziQjw<br> text/html 2016-03-18T12:25:34+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان خداوند، بهترین چاره‌جویان است... http://afssar.mihanblog.com/post/195 سوره مبارکه <span>آل عمران</span> آیه <span class="ayaNum">۵۴</span><br><font face="Mihan-Nassim" color="#000099" size="6"><span class="txtQuran">وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَیرُ الماكِرینَ<span class="ayaNum">﴿۵۴﴾</span></span></font><br><font face="Mihan-Koodak" size="4"><span style="line-height:21px">و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند؛ و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویی کرد؛ و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.</span></font> text/html 2016-03-17T12:16:42+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان و خدایی که در این نزدیکی است ... http://afssar.mihanblog.com/post/194 <h3 class="r"><font face="Mihan-Yekan" color="#000099" size="6">أَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ</font></h3><p><br></p><p align="center"><font face="Mihan-Koodak" size="4"><img src="http://s6.picofile.com/file/8210062092/26100800449319905284.jpg" alt="آیا تنها خدا برای بنده اش کافی نیست؟" align="bottom" height="357" hspace="0" border="0" vspace="0" width="492"></font></p><p><br></p><p><br></p> text/html 2015-11-08T14:03:19+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان فرزند صالح http://afssar.mihanblog.com/post/193 فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت ...<br>..............................................<br>پ .ن : امروز با در آغوش کشیدن دومین فرزندم، طعم پدر شدن دوباره برایم تازه شد البته با معنی جدید و مسئولیتی دو چندان<br> text/html 2015-02-01T14:03:02+01:00 afssar.mihanblog.com افسر جوان وهر آدمی خودش به وسعت یک دنیاست .... http://afssar.mihanblog.com/post/192 <DIV style="TEXT-ALIGN: justify; COLOR: rgb(0,0,0); FONT-WEIGHT: bold" id=postbody> <P><FONT style="FONT-SIZE: 15pt" size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><FONT style="FONT-SIZE: 8pt">دنیا پر از &nbsp;آدم است وهر آدمی خودش به وسعت یک دنیاست .... وقتی میخوام این دنیاها در دنیا را تصور کنم سرم گیج میره <BR></FONT></FONT></P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif></FONT> <P><FONT style="FONT-SIZE: 15pt" size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><FONT style="FONT-SIZE: 8pt">وقت هایی که حالم خوب نیست دنیا به نظرم خیلی بزرگ می یاد ...بزرگ و سنگین ...و انگار همه ی این سنگینی روی دوش منه و باید تا لحظه ی مردن به دوش بکشمش...انگار که &nbsp;اون رئیسه و من مرئوس و فقط باید بگم :..چشم</FONT></FONT></P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif></FONT> <P><FONT style="FONT-SIZE: 15pt" size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><FONT style="FONT-SIZE: 8pt">اما معدود وقت هایی که سرخوشم دنیا به نظرم خیلی کوچک میاد ..انقدر کوچک که میتونم توی مشت بگیرمش و هرطور &nbsp;که دلم میخواد شکلش بدم و این جور وقت ها با خودم فکر میکنم دنیا باید به کام من باشه ..باید ....</FONT></FONT></P> <P><FONT style="FONT-SIZE: 15pt" size=2 face=Arial><FONT style="FONT-SIZE: 8pt" face=Tahoma>--------------------------------------------------------</FONT></FONT></P> <P style="FONT-WEIGHT: normal"><FONT style="FONT-SIZE: 15pt" size=2 face=Arial><FONT style="FONT-SIZE: 8pt" face=Tahoma><FONT color=#ff0000>پ.ن.</FONT>&nbsp; زور گفتن به دنیا خیلی لذتبخشه ...</FONT></FONT></P></DIV>